مقاله نقش مبلمان شهری در هویت و سیمای شهری

مقاله نقش مبلمان شهری در هویت و سیمای شهری

چکیده

 

این روزها نقش مبلمان شهری در خدمت رسانی به شهروندان هر شهر بر کسی پوشیده نیست. اما مسئولان امر و دست اندرکاران امور شهری معتقدند که گذشته از امر خدمات رسانی، حفظ هویت و زیبایی سیمای شهری نیز از اولویت های بالایی برخوردار است؛ چنان که بعضاً مشاهده می شود با گسترش بی ضابطه ی بسیاری از شهرهای بزرگ و افزایش جمعیت، کم کم تسلط مسئولان شهری به کنترل اوضاع اجتماعی و پرداختن به امور سیمای شهرها و سامان دهی آن کم تر از گذشته می شود و گاهی هویت حفظ سیمای بصری در زیر پوشش عملکردها و پاسخ به نیاز روزمره ی شهروندان به فراموشی سپرده می شود. در بعضی موارد نیز به جرات می توان گفت هجوم بی رویه و حساب نشده ی جمعیت از روستاها و شهرهای کوچک تر به شهرهای بزرگ و به ویژه کلان شهرها و در نتیجه نیاز بیش تر به خدمات شهری مناسب، باعث به وجود آمدن سیمایی نامناسب و اغتشاش در هویت و کالبد شهر می شود. به طوری که در بسیاری از موارد برای پاسخ گویی به نیاز شهروندان در امر خدمات شهری، دقت فدای سرعت شده و حفظ هویت و زیبایی، به ویژه در مبلمان شهری، قربانی نیازهای مقطعی و نسنجیده ی روزمره ی شهر می شود.
کلیدواژه ها: خدمات شهری، طراحی شهری، سیمای شهر، فرهنگ، زیبایی، مبلمان شهری، هویت شهری.

مقدمه
 

در دوره ی معاصر مشکلات کلان شهرها فقط در ازدیاد جمعیت، ترافیک، گرانی، اقتصاد و نابه سامانی های زیست محیطی و ... خلاصه نمی شود؛ بلکه انواع ناهنجاری های رفتاری، مشکلات اجتماعی و فشارهای روحی و روانی ناشی از سیمای ناخوشایند بصری نیز خود دلایل کافی برای افزایش مسائل زندگی مدرن شهری و تنگ تر شدن عرصه بر جامعه ی امروزی است. به یقین آرامشی که از نمای مناسب شهری در پی استفاده ی صحیح از مبلمان شهری حاصل می شود، بی تأثیر در زندگی شهروند امروزی نخواهد بود؛ به گونه ای که گاهی این احساس، خستگی را از انسانِ خسته از کار و تلاش و هیاهوی روزانه گرفته و با آرامشی پایدار، او را تا در منزل بدرقه می کند. لذا تأثیری که سیمای آرامش بخش شهری به او عطا کرده است،پشتوانه ای معنوی بر ای ارتباط خانوادگی و به ارمغان بردن این حس به درون خانه می شود. با نگرشی اقتصادی و سودمندانه به این مقوله، نتیجه ای به دست می آید که گاهی بسیاری از طراحان مبلمان شهری، به ویژه در کشورهای عقب مانده یا در حال توسعه، درصدد به وجود آوردن سیمایی از شهر هستند که آن ها را به سود بیش تر برساند، و کم تر به جزئیات و نیازهای روانی، اجتماعی جامعه توجه دارند. اگرچه گاهی ناچار به رعایت استانداردهای شهری می شوند، معمولاً این مقررات را قوانینی دست و پاگیر و ناسودآور می دانند. لذا پرداختن به مسائلی همچون مبلمان شهری و تأثیر عملکرد آن در سیما و هویت شهر را کاری عبث و یا حداقل دست و پاگیر و ناسودآور می دانند و به همین دلیل حاضر نمیشوند بر سر مسائلی همچون موارد یاد شده ریسک اقتصادی را بپذیرند. در عصر حاضر، سیما و نمایی از شهر مورد توجه است که با طرح های بدیع و مدرن، رنگ های گرم و تند و تابلوهای رنگارنگ نئون به همراه نورپردازی های شبانه، جذابیت خود را حفظ کرده و خودنمایی کند، بی توجه به این که این مبلمان شهری طراحی شده چه تأثیری در ذهن مخاطب شهری و شهروند ساکن شهر خواهد گذارد. در این مقاله سعی شده است با بیان نمونه هایی از مبلمان شهری موجود در داخل و خارج کشور، نوع استفاده از آن ها و تأثیر به جای گذاشته بر محیط زیست نشان داده شود.

نقش مبلمان شهری در هویت و سیمای شهری
 

مقوله ی مبلمان شهری و نقش آن در شهر از هر منظری در خور اهمیت و شایان بررسی ست؛ یا به تعبیری می توان گفت نقش مبلمان شهری را از زوایای مختلفی می توان مورد کنکاش قرار داد. با آنچه در چکیده ی مقاله آمده است، نقش مبلمان شهری از دیدگاه های زیر مورد بررسی و کالبد شکافی قرار گرفته است، گرچه باید اذعان داشت ممکن است این بررسی جامع و کامل نبوده و می تواند به صورت گسترده تر در قالب عناوین دیگری نیز مطرح شود:

- نقش مبلمان شهری، سیمای شهر و نیاز شهروندان
- مبلمان شهری، معلولان، جانبازان و سالمندان.
- نقش نمادها و نشانه ها در مبلمان شهری.
- رابطه ی مبلمان شهری و آرامش ذهنی و سلامت روانی.
- تأثیر اقلیم مصالح، رنگ و ویژگی های هنری در مبلمان شهری.

نقش مبلمان شهری، سیمای شهر و نیاز شهروندان
 

بی شک بخش عمده ای از عناصر تشکیل دهنده ی سیمای هر شهر، مبلمان آن شهر است؛ اجزایی که گذشته از کاربردهای خاص خود به زیبایی و انتظام شهر نیز سامان می بخشند. طبعاً شکل گیری عناصر بصری که تصویر هر شهر را به وجود می آورند، خاطره ای را برای هر بیننده در ذهن باقی می گذارند. کوین لینچ در کتاب «سیمای شهر» در همین اثر و خاطره و یادی که از سیمای یک شهر در ذهن بیننده به جای می ماند (تصویر ذهنی)، مفصل صحبت کرده است. هنر طراح آن است که در کنار چیدمان این ابزار و اجزا، نیاز شهروندان را برطرف کرده و سیمای زیبا به شهر بدهد؛ به طوری که شهروند احساس آرامش و راحتی را در برخورد با آن ها داشته باشد. نیمکت، تیرهای چراغ برق، صندوق پست و اتاقک تلفن، تابلوها، فضاهای سبز، آب نماها و بسیاری از اجزای دیگر تشکیل دهنده ی این نظم هستند.
در بسیاری از شهرها فقط تابلوهای نصب نشده (نه علائم رانندگی) خود به تنهایی می توانند به دلیل بی نظمی و اغتشاش و شلوغی سیما باعث به وجود آمدن تصویری نه چندان زیبا و آرامشبخش در شهر شوند .
امروزه در شهرهای بزرگ و پیشرفته، از جمله در شهرهای اروپا و امریکا کارشناسان بسیاری بر روی این موضوع کار کرده و به جزئیات سیما و نمای شهری اهمیت می دهند و گاهی همان قدر که طرح های جامع و تفصیلی شهری اهمیت دارند، برای مبلمان و سیمای شهر نیز بهای ویژه ای پرداخت می کنند، مثلاً حتی الامکان بسیاری از تابلوهای ایستاده ی راهنمایی و رانندگی را حذف و به جای آن از خطوط و علائم رنگی در سطح خیابان استفاده می کنند. نخستین کمکی که این حرکت می کند، جلوگیری از اشفتگی، اغتشاش و ازدحام در دید بیننده و شلوغی محیط است. اهمیتی که این طراحان به نقش مردم و نیاز شهروندان می دهند، آن قدر است که محور تصمیمات شان عمدتاً رفاه و راحتی و آسایش ایشان محسوب می شود؛ به گونه ای که دید بصری و به وجود آوردن نمایی توأم با تعادل لازم، راحتی و آرامش را برای ساکنان به ارمغان می آورد و مشاهده می شود عناصر مبلمان شهری نه تنها مزاحمتی برای رفت و آمد مردم ندارد، بلکه درست جایی که مورد نیازشان هست نیز به کار گرفته شده است. شاید تا به حال مشاهده کرده باشید در بسیاری از مراکز عمده ی خرید، محلی برای استراحت و یا نشستن افراد به ویژه سالمندان در نظر گرفته شده است و یا شاید گاهی دیده باشید در بسیاری از شهرهای پیشرفته برای خرید از چرخ های دستی در داخل غرفه ها استفاده می شود، بدون این که با هیچ مشکلی از بابت رفت و آمد مواجه شوند. بنابراین، نیاز شهروندان و سیمای شهر و به وجود آمدن هویت شهری حلقه های به هم چسبیده و جدا نشدنی هستند که هر یک دیگری را پشتیبانی و تکمیل می کند و بی توجهی و بی دقتی به هر کدام آسیب جدی و خللی فاحش در به وجود آمدن سیمای نامناسب شهر خواهد بود.

مبلمان شهری، معلولان، جانبازان و سالمندان
 

به دنبال بحث فوق اشاره ای به رابطه ی اجزا و عناصر مبلمان شهری و نیاز قشری خاص از جمله معلولان، جانبازان و سالمندان می شود. کم نیستند کشورهایی که امکانات ویژه ای برای این قشر در نظر می گیرند و در به وجود آوردن سیمای شهرشان رابطه ی مستقیم بین نیاز این قشر و مبلمان شهری به وجود می آورند. به جرات می توان گفت ابتدایی ترین امکانات، وجود پله هایی کم ارتفاع و سطح شیب دار مناسب (رمپ) می باشد که نیاز اولیه ی این قشر را برای حضور در جامعه و محیط به وجود می آورد. گذشته از پارکینگ های ویژه و یا نیمکت های مناسب، حتی گاهی کمبود یا نبود دستگیره هایی که باید به موقع به کمک این نیازمندان بیاید نیز احساس می شود.
اما باید اذعان داشت که کشور ما، ایران نیز به سان بسیاری از
کشورهای جنگ زده ی جهان سوم، در ایجاد تعادلی بین طراحی مبلمان شهر و نیاز این قشر خاص موفق نبوده است و حتی هنوز بسیاری از ساختمان های اصلی دولتی نیز از داشتن اولیه امکانات برای تردد این افراد محروم هستند و ابتدایی ترین نتیجه ی حاصله، به عدم حضور ایشان در محیط و برآورده نشدن نیازهایشان منجر می شود. در حالی که راقم این سطور شاهد بوده است در کشورهای اروپایی حتی در فروشگاه های بزرگ عمومی برای این قشر صندلی های چرخ داری (ویلچیر) برقی طراحی شده بود که دارای سبد ویژه ی خرید بوده و امکان خرید و عبور از تمام غرفه ها را فراهم می کرد و جالب تر این که حتی گاهی سبدهای خرید برای
نشستن کودکان دارای محلی خاص بوده و شگفت این که فرزندان دو قلو نیز از قلم نیفتاده و برای ایشان نیز سبدهای ویژه ای طراحی شده بود. شاید به جا باشد که از خود بپرسیم چه درصدی از فروشگاه های بزرگ ما دارای پارکینگ های بزرگ و مناسب است که سبدهای خرید (ترولی) تا کنار خودروها دسترسی دارد و یا چه تعدادی از آن ها محلی برای سرگرمی و بازی کودکان دارند.

نقش نمادها و نشانه ها در مبلمان شهری
 

بدون تردید جایگاه نمادها و نشانه های شهری در فضاها و مبلمان شهری از اهمیت خاص و ویژه ای برخوردار است. چرا که بسیاری از مسائل فرهنگی وآداب و رسوم و سنت های مردم از این گونه علائم سرچشمه می گیرند. نشانه هایی که بیانگر خاطرات، مبارزات و
دلاوری های یک ملت است و تبلور عینی آن در یک سمبل و نماد شهری شکل گرفته است. فضاهای باز شهری، مبلمان شهری و حضور و استفاده ی ساکنان دارای رابطه ای مستقیم و واسته به هم می باشند. زمانی که برای استفاده از اوقات فراغت و یا سپری کردن روزهای تعطیل به اجبار از فضاهای باز و پارک ها استفاده می شود، خواه ناخواه با مبلمان شهری و عناصر موجود در آن ارتباط تنگاتنگ برقرار می شود و این نشانه ها و سمبل های شهر هستند که خودنمایی کرده و با حضورشان خاطرات گذشته را بیان می کنند و یادآور تجربیات تلخ و شیرین گذشتگان می باشند. البته دیده می شود گاهی نشانه ها دارای ابعاد و ارزش های خاص خود هستند و معمولاً موقعیت شان متناسب با جایگاهی است که در آن قرار گرفته اند. گاهی چون برج آزادی در تهران، ایفل در پاریس و یا ساعت بیگ بن در لندن جایگاه کشوری دارند و یا برخی دیگر در موقعیت شهری یا منطقه ای قرار گرفته اند. در طراحی شهرها، موقعیت سمبل ها و یادمان ها از جایگاه ویژه ای برخوردار است و به تناسب فرهنگ، سنن و آداب و رسوم و با توجه به رابطه ی ساکنان و شهروندان در ارتباط با مبلمان شهری طراحی می شوند. لذا گدشته از دید بصری و زیبایی محیط و منظر، نمادهای شهری که گونه ای از مبلمان شهر محسوب می شوند و یادآور بسیاری از یادها و خاطرات گذشتگان به حساب می آیند، عموماً با سنت های مردم عجین هستند. به گونه ای که گاهی حتی یک درخت کهن (از جمله امام زاده صالح تهران) یادمانی برای بسیاری از
مردم ساکن در آن محل است.

رابطه ی مبلمان شهری، آرامش ذهنی و سلامت روانی
 

بدیهی و روشن است که مبلمان شهری علاوه بر خصوصیات و ویژگی هایی که نام برده شد، باید سهم مهمی در به وجود آوردن آرامش و سلامت روحی و ذهنی افراد داشته باشد. گاهی شلوغی و اغتشاش عناصر چنان است که نه تنها آرامشی را به دنبال ندارد، بلکه باعث سردرگمی و آشفتگی شهروندان نیز می شود، به گونه ای که انسان خسته از کار روزانه هیچ رغبتی برای نشستن و استفاده کردن از فضای شهری و مبلمان آن ندارد. شاید تا کنون کم تر به رابطه ی مبلمان شهری وآرامش روانی افراد توجه شده باشد، اما به یقین اولین تأثیرات خود را در ارتباط با چگونگی استفاده ی شهروندان از این عناصر خواهد داشت. به هر جهت، زمانی که در یک بازار شلوغ و پر سر و صدا با تابلوهای نامنظم مختلف رو به رو می شویم، خود به خود احساس نبود آرامش و آشفتگی را خواهیم داشت و یا وقتی در فضای شهری که برای استفاده ساکنان در نظر گرفته شده که دقایقی را بیاسایند، اما رعایت بسیاری از مسائل روانی شهری در آن لحاظ نشده است، احساس راحتی نداشته و آرامشی نیز به دنبال نخواهد آمد. بدین ترتیب، این نیز هنر طراحان و دست اندرکاران مسائل مبلمان شهری است که با چیدمان صحیح و استفاده ی به جا، ضمن به وجود آوردن محیط و منظر مناسب و عملکردی در خور استفاده ی ساکنان، به مسائل روحی، روانی و آرامش بخش محیط نیز توجه کافی داشته باشند.

تأثیر اقلیم، فضای سبز، مصالح، رنگ و ویژگی های هنری در مبلمان شهری
 

نقش هنرمندان و طراحان شهر و مبلمان آن در رابطه با استفاده از مصالح، عوامل اقلیمی و عناصر هنری از جمله رنگ ها به گونه ای است که در اولین نظر، کنش ها و واکنش های برخاسته از آن هویدا می شود. بدیهی و روشن است که این هنر طراح است که برای مبلمان منطقه ای، از چوب در محلی که به جنگل نزدیک است و یا سنگ در مکانی که منطقه کوهستانی است و نظایری مشابه آن استفاده می کند. کم تر منظری در شهر است که از این عناصر بومی تهی باشد و این ظرافت مورد تحسین و ترغیب طراحان و مجریان مربوطه را دنبال خواهد داشت. برای مثال، در شهر همدان که سنگ کوهستان نمونه ای از مبلمان و تزیینات شهر محسوب می شود و عنصری برای تزیین بلوارهای آن است، همین حال را خواهد داشت. گرچه نحوه ی چیدمان همین سنگ های صخره ای روی هم قرار گرفته نیز خود دقت و ظرافت لازم را می طلبد تا نمای سنگین و زمخت آن را به تصویری آرام بخش و دوست داشتنی تبدیل نماید. آب به عنوان یک عنصر ثابت، نقشی پر رنگ و قوی در مبلمان و مناظر شهرها دارد. گذشته از آیات و احادیث و روایات، همچون «و من الماء کل شیء حی»، استفاده از آن در مناظر و مبلمان شهری شاخص و تعیین کننده می نماید. ضمن این که تعیین جایگاه آب خوری ها و شیرهای شست و شو و فضاهای سبز نیز از اهمیت لازم برخوردار می باشند. در همین رابطه لازم است به فضاهای سبز، و درختان در مبلمان شهری اشاره کرد. اگرچه باز کردن این مطلب از حوصله ای این مقاله خارج است، حداقل باید مختصر به نقش اساسی سبزینه و فضای سبز و به کارگیری انواع رنگ ها، به ویزه رنگ های گرم در طراحی محیط و منظر و مبلمان شهری پرداخت. به درستی کم تر مکانی است که برای نشستن افراد در نظر گرفته شده باشد، ولی فاقد گل، گیاه و چمن باشد. تأثیری که این عناصر به خصوص گل های معطر رنگی، در تلفیق با سایر اجزا بر انسان دارد، خود به خود برآورنده ی محیطی آرامش بخش و دلپذیر خواهد بود. حتی در کشورها و مناطق گرمسیر نیز از گل و گیاه و درخت های ویژه ی آن اقلیم همراه با صرفه جویی آب و سیستم های قطره ای استفاده می شود. در مناطق خوش آب و هوا، پر باران و معتدل مانند شمال ایران، از این نعمت بهره ی کافی برده می شود. اما نباید به صرف اقلیم و طبیعت اصل طراحی و چیدمان عناصر خدمات شهری به دست فراموشی سپرده شود، اگرچه طبیعت زیبایی خاص خود را داراست. خوشبختانه دربسیاری از شهرهای شمالی کشورمان به این نکته توجه لازم می شود به طوری که برای مبلمان شهری بسیاری از پارک ها و بوستان های منطقه ای از امکانات محلی و بومی استفاده می شود که هم مقرون به صرفه و هم مناسب و زیبا است. در آخر بر استفاده به نقش رنگ، جنس مصالح مورد نیاز و عناصر محلی و بوم آورد در مبلمان شهرها تأکید می شود، چرا که اعتقاد بر این است که می توان برای به وجود آوردن مبلمانی مناسب و محیطی آرامش بخش از ساده ترین و ابتدایی ترین امکانات محلی فضای دلچسب و مفیدی برای شهروندان به وجود آورد.

نتیجه گیری
 

1- مبلمان شهری باید زیبایی بصری محیط را به دنبال داشته باشد.




2- خدمات شهری و عناصر آن باید دارای چیدمانی باشد که علاوه بر کاربری و خدمات رسانی مناسب، آرامش روحی و روانی ساکنان را نیز فراهم کند. 3- مبلمان شهری باید به گونه ای طراحی شود که امکان استفاده برای همه ی اقشار جامعه ام از: زن، مرد، پیر، جوان، معلول و جانباز ... فراهم آید. 4- برای داشتن مبلمان و خدمات شهری خوب می توان با سلیقه و طراحی صحیح، هنرمندانه از امکانات محلی ومصالح بومی بهره ی لازم را برد. 5- در طراحی مبلمان شهری، باید به نکات ظریف هنری از جمله جنس مصالح، رنگ ها و مسائل اقلیمی توجه ویژه داشته، بهره ی لازم را بُرد.

پی نوشت:

1- نخستین همایش بین المللی «شهر برتر، طرح برتر»، سازمان عمران شهرداری همدان، 11 و 12 مرداد 1385.

  2- کارشناس معماری نشانی الکترونیک: Aferinesh23@Yahoo.com

منابع و مآخذ
1- بحرینی، حسین (1375)، تحلیل فضاهای شهری، انتشارات دانشگاه تهران، تهران
2- پوردیهیمی، شهرام (1379)، نور روز در معماری، نشر نخستین، تهران
3- حبیبی، محسن (1375)، از شار تا شهر، انتشارات دانشگاه تهران، تهران
4- زندیه، مهدی (1384)، هویت بخشی به سیما وکالبد شهر قزوین، (طرح تحقیقاتی)، شهرداری قزوین، قزوین
5- طبیبیان، منوچهر (1377)، منظر شهری، انتشارات دانشگاه تهران، تهران
6- قریب، فریدون (1382)، شبکه ی ارتباطی در طراحی شهری، انتشارات دانشگاه تهران، تهران
7- مدنی پور، علی (1379)، طراحی فضای شهری، ترجمه ی فرهاد مرتضایی، انتشارات شهرداری تهران، تهران
8- نوریان، فرشاد (1376)، شهر همچون چشم انداز، انتشارات شهرداری تهران، تهران
7- Beer , A. (1993); Landscape planing and environmental sustainability.Town planing review 64:(4)V-XL
8- Bell, Simon, (1999); Landscape Pattern, Perception and Process, London, UK.
9- Conzen, M. P. (1980); Morphology of Nineteenth Century Cities, http://monasebsazy. blogsky.com/1387/08/27post-268
منبع: دانش نما شماره پیاپی ‍‍180-